کسی که مادر بزرگوارش او را در ماه مهمانی خدا برای همگان به ارمغان آورد و آنگاه بیاد آورد خوابی را که در شبی سیاه دور از هیاهوی روز دیده بود و قلبش در سینه لرزید که خداوند به او گلی سرخ عطا کرده و او باید پاس دارد این امانت را.چون تنها فرزند پسر خانواده و به قولی عزیز خانواده بود چون گلی زیبا با نرمی و لطافت پرورانده شد به طوری که هرگز قطره ی اشکی از چشمانش ریخته نشد مادرش تا سن 7 سالگی چون مرواریدی در صدف از او مراقبت نمود و نگذاشت اندوهی بر قلب کوچکش جای گیرد.مسعود دوران ابتدایی خود را در دبستان تبریزی گذراند و بهترین نمرات را در این 5 سال کسب نمود.در سال آخر با شرکت در یک مسابقه دینی توانست افتخار بزرگی بدست آورد.سپس با فکری روشن و آگاه،آگاه تر از آنچه باید باشد، پا به دوران راهنمایی گذاشت و با موفقیت این دوره را طی کرد.سپس در دبیرستان حکیم سنایی به تحصیلات خود ادامه داد.چون بهترین دانش آموز دبیرستان بود و نمونه تریین آنها در اخلاق،همیشه از طرف مسولان دبیرستان مورد تشویق زیاد قرار میگرفت.مسعود از بچگی علاقه زیادی به نماز و عبادت داشت،هر چه داشت به دیگران نیزمیداد و همیشه خنده بر لبانش بود.

سال اول دبیرستان مسعود، همراه با شروع انقلاب در ایران بود،روزها در راهپیمایی ها شرکت می کرد و شب ها در رزم های شبانه.او همراه با این مبارزات روز به روز بر مطالعاتش می افزود.در مبارزه با گروه های ملحد و ضد انقلاب نقش فعالی داشت.

از همان ابتدای شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت؛فرزندی که تمام خانواده او را به چشم دیگری نگاه می کردند،هر چه میخواست برایش آماده بود و خانواده از اندک چیزی در حقش دریغ نمی نمود.شاید وجدانش قبول نمی کرد که عملیاتی صورت بگیرد و او در آن شرکت نداشته باشد.تا اینکه در سال 61 در شلمچه مجروح گشت واین تنها زخم او نبود زیرا غم از دست دادن بهترین یارش نیز بر قلبش جای داشت و شهادت غلامحسین حافظی دوستی که سال ها با او همراهی داشت مسعود را سخت تکان داد.او به خاطر رفتن به جبهه از تحصیلات عقب مانده بود و در سال 61 تحصیلات متوسطه را پایان داد.سپس در رشته مکانیک-طراحی جامداتدر دانشگاه صنعتی اصفهان مشغول به تحصیل شد و در کنار درس خود به فعالیت های اجتماعی و فرهنگی خود ادامه داد.

مسعود هم به جبهه می رفت و هم سخت مطالعه میکرد.فکر حضور در جبهه به عنوان وظیفه اصلی علی رغم علاقه و استعدادش در تحصیل او را برای مدتی از درس دور نگه داشته بود،به طوری که بدون توجه به مقررات سخت آموزشی دانشگاه در هر موقع از تحصیل که احساس نیاز میکرد یا حمله ای در پیش بود به یاری همرزمانش میرفت و با توانایی و قدرت مدیریتی که داشت نقش مهمی در پیشبرد اهداف دفاع مقدس ایفا کرد.

مسعودیکی از فعالترین اعضای بسیج مردمی مسجد سجاد بود.

شهید مسعود آخوندی در عملیات های فتح المبین،بیت المقدس،رمضان،والفجرهای مقدماتی،یک ، دو، چهارو هشت، خیبر،بدر،کربلای چهار و پنج شرکت نمود.

وسرانجام کسی که تمام دوران عمر یک لحظه آرام نداشت پس از پنجاه روز دوری از خانواده در حالی که فرماندهی گردان را بر عهده داشت در 20/11/65 عملیات کربلای پنج به دیدار محبوبش نائل شد.




برچسب ها : شهيد آخوندي